تبليغاتX

This DHTML template created by free-amozesh

www.sooshiya.blogfa.com

*** S..O..O..S..H..I..Y..A..N..E..T ***
FLY * WITH * me * ITS * SWEET * FLY * IN * SWEET * DREAM

Hi my freinds I missed all of u after 3 or i think4 month but i have alot af hot news for u ok if u   agree so read it 

****jojo**** 

she is very good singer and she is 16 and dosent have any boy freind

*listen to her cd its great tanx babye*

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 15:30  توسط *قاصدک ورپریده*  | 

سلام سلام صدتا سلام نمی دونید چی شده وااااااااااااای خیلی قشنگ بود عالییییی بییییییییییست خیلی باحال نمی دونید نمی دونید واقعا قشنگ گفته بودم بگیرید بخونید ااااااه اصلا چی رو ؟ خوب حالا میگم کتاب ۷ هری (قدیسان مرگ بار ) واقعا قشنگ بود . خیلی هم هیجان انگیز .

می خواید بدونید اخرش چی شد؟

باشه پس بشین بخون :

همون طوری که می دونید تو هری پاتر و شاهزاده ی ۲ رگه (اسنیپ) هری چو رو ول می که و با جینی دوست میشه و در کتاب ۷ هم رون و هرمیون با هم

هری خودش برای مبارزه با ولدومرت میره به جنگل  و اونجا هاگرید و میبینه قبل اون هم با قدح اندیشه دامبلدور سفر میکنه و میفهمه که اون بوده که به اسنیپ گفته بود بکشتش و کاری کنه هری هم بمیره و... اما بر ضد هری نبودنااااا اسنیپ از موقعی که جیمز و لیلی مردن طرف دامبلدور شده بود و طرفداریش از مالفوی فقط نقشه بود اون قول داده بود از پسر لیلی یعنی هری مراقبت کنه چون قبل از ازدواجش با جیمز عاشقش بود و...

و اما اخر کتاب لرد اسنیپ و میکشه که به ابر چوب دستی که از دامبلدور بهش رسیده بود برسه و اخر سر هم هری رو میکشه اما در واقع اون نمرده بود و... تو هاگوارتز جنگی میان هری و لرد سیاه رخ میده که هری برنده میشه و لرد و میکشه اسم واقعی لرد ولدومرت هم تام ریدل بود که قبل اومدنش به هاگوارتز تو یتیم خونه زندگی می کرد و خیلی موزی بود . واما بلا تریکس که سیریوس بلک و کشت یعنی در اصل دختر عموی سیریوس به دست خانوم ویزلی مامان رون کشته میشه البته باید بگم که علت نمردن هری در اون شب زمستونی این بود که قسمتی از روح ولدومرت در وجود هری میره و اون هم میشه ۷ مین جاودانه ساز که خود لرد ازش خبری نداشت زبون ماری رو هم هری به همین دلیل یاد می گره چون لرد در وجود خودش داشت واسه همین دامبلدور میگه هری باید بمیره .

۱۹ سال بعد

هری و جینی در حالی که بچه هاشون (جیمز - البوس سوروس - لیلی ) رو به ایستگاه ۹ .۳/۴ میبردند که به هاگوارتز برن رون و هرمیون و هوگو پسرشون و رز دخترشون و میبینن هوگو هم سن لیلی بود و هنوز به سن هاگوارتز نرسیده بودن و رز هم با البوس سوروس هم بازی بود و سال اولی بودن جیمز هم سال دومی بود . که یدفعه سرو پای دراکو پیدا میشه که اون هم همراه همسر و پسرش (اسکورپیوس ) به طرف ایستگاه می اومدن همه سلام می کنن و دراکو هم با خشکی سری تکون میده ....

جینی البوس رو در اغوش میگیره و جیمز رو هم میبوسه  اونا با پدرشون هری خداحافظی می کنن و همراه رز بطرف کوپه می رن . 

اینم بود پایان داستانای جذاب هری پاتر من که خیلی خوشم اومد .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 23:2  توسط *قاصدک ورپریده*  | 

                     

        اگر قرار است به کسی یا چیزی وفادار باشم چه کسی بهتر از خودم؟! اگر به دنبال عشق واقعی هستم... نخست باید از رفتن به دنبال عشق های بی ارزش احساس خستگی کنم! تجربه ی من در زندگی اندک است ولی به من می آموزد که هیچ کس صاحب هیچ چیز نیست! همه چیز نوعی توهم است و این توهم ، در مسایل مادی و معنوی وجود دارد. اگر کسی چیزی را که در شرف رسیدن به آن است از دست بدهد.. در نهایت می آموزد که هیچ چیز به او تعلق ندارد...!                                                                         

   يادت مياد روزي كه اون گل رو بهم دادي گفتي كه گلها بي معرفتن زود خشك ميشن زود از پيش ادم ميرن ولي اشتباه كردي چون گلي كه بهم دادي انجاست رو به روم روي ديوار يه كمي خشك شده ولي تركم نكرده باهام مونده.....ولي تو..... گل هست اما تو نيستي تو رفتي تو بي وفاتر بودي....                                

   تا به امروز سکوتم را خيلی دوست داشتم، راستش را بگويم عاشق سکوت همراه با نگاهم بودم ... اما امروز فهميدم که اين سکوت چيزی برايم جز مرگ نداشت !!! اما نه ... اشتباه گفتم ... زيرا که معتقدم "هرگز نميرد آنکه دلش زنده شد به عشق" ... اما اين سکوت حداقل ثمره ای جز فراق نداشت. بهر حال من ديگر بهانه ای برای نوشتن ندارم و حتی بهانه برای نگاه کردن هم ندارم : ما هيچ ... حتی نگاه معتقدم که دنيا خيلی کوچک هست .... خيلی زياد ... پس هميشه فرصت ديدار هست تا فرصت هست!!!                                             

    يادت باشه اگه يك روز فكر كردي نبودن يك كسي بهتر از بودنشه، چشمات رو ببند و اون لحظه اي كه كنارت نباشه رو بخاطر بيار اگه چشمات خيس شد، بدون به خودت دروغ گفتي و هنوز دوستش داري .....    

    زندگی سرشار از خاطره هاست ...........بعضی خوب و بعضی تلخند.........اما عشق هم میتونه یه خاطره باشه ...........اما یادش همیشه شیرینه..............پس عشق یه خاطره خوبه.............باعشق آدم میتونه زندگی زیبیی داشته باشه .............. و زندگی زیبا رو برای شما آرزومندم ............ پس امیدوارم همیشه عاشق باشید     

   گل های سرخ به این زیبایی می شکفند چرا که سعی ندارند به شکل نیلوفر های آبی درآیند و نیلوفرهای آبی به این زیبایی شکفته می شوند چرا که درباره دیگر گل ها افسانه ای به گوششان نخورده است. همه چیز در طبیعت این چنین زیبا در تطابق با یکدیگر پیش می روند. چرا که هیچ کس سعی ندارد با کسی رقابت کند کسی سعی ندارد به لباس دیگری درآید. فقط این نکته را دریاب ! فقط خودت باش و این را آویزه گوش کن که هر کاری هم که بکنی نمیتوانی چیز دیگر باشی. همه تلاش ها بیهوده است .                                                      

   هر کس بر قله محبت میرسد شکر خدا را فراموش نکند پس ای یاران به امید ان روزی که در فراسوی محبت عشق را دریابید                                                                                      

   هر انسانی با سرنوشتی مشخص به این دنیا قدم می گذارد - او وظیفه ای دارد که باید ادا کند پیامی که باید ابلاغ شود کاری که باید تکمیل گردد. تو تصادفا اینجا نیستی - بلکه به طور هدفمندی اینجا هستی. در پس وجود تو منظوری نهفته است. کل هستی برآن است که کاری را از طریق تو به انجام برساند                                  

                              

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 20:35  توسط *قاصدک ورپریده*  | 

سلام یه سلام گرم بعد از  یک هفته اپ نکردن یه سلام گرم به گرمای فیلم ۵ هری پاتر تا چند روز پیش همه ی ما دوستداران هری پاتر منتظر اومدنش بودیم حالا که اومده واسه خریدنش امروزو فردا می کنیم اما دیگه این جوری نمی شه فکنم ۵ روز پیش بود رفتم یه سی دی فروشی و دیگه دیگه .... خیلی قشنگ بود محشر عالی تووووپ بخصوص با وجود رون ویزلی و هرمیون گرانجر و هری پاترررررر اما یه ضد حالی هم داشت همش باحال نبود اونم اومدن چوچانگ بود البته خوب بعد بخاطر اون دوست بد شکلش کلاسای جادوی سیاه هری لو رفت هری هم این و خوب می دونست خوب  ولی خوبیش اینه که تو فیلم ۶ دیگه خبری از اداهای چو نیست  بیخیاله چو و... یه وقت گول نخورید فیلم دوبله شده بگیریدهاااااااا چون فکنم فقط نیم ساعت واستون دوبله کردن بقیش با خودتونه شایدم یه صفحه سیاه باشه خوب ولی منم شرمندم نمی تونم همش و واستون تعریف کنم البته خیلی دوست دارم هاااااااا چون من هر چقدر درباره هری پاتر (فیلماش )تعریف کنم هنوزم کمه خوب دیگه پر حرفی بسه اگه فیلم ۵ و دیدی خوب خیلی خوبه اما اگه ندیدی زودتر برو بخرو ببین نزار واسه روز بعد همون روز که خریدی ببینش

راستی کتاب ۷ و هم حتما بخرید هرچند که منم هنوز نخریدم

 Harry Potter y la orden del Fénix

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 20:52  توسط *قاصدک ورپریده*  | 

****PAT & MAT****

DOWNLOAD ** EVERY THINGS

MORE  PIC OF  GARFILD AND PAT & MAT

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 18:10  توسط *قاصدک ورپریده*  | 

   

   

همیشه از خدا یه مونس می خواستم که منو بفهمه، درک کنه، حس کنه، سنگِ صبورم باشه .چه زود خدا به آدمایِ دل شکستش امید می بخشه و دلهایِ خسته و تنهایِ اونارو زنده می کنه 

.تو بی سر و صدا اومدی تو زندگیم، ساده و بی ریا مثلِ خنده ها و نگاه های معصومانه ات. اسمِ زیبایِ تو را  در آسمان به جستجو نشسته و چیده ام.

شاید عشقِ تو والا ترین مقامی است که به افتخارِ آن نائل آمده ام 

دوست دارم روشنی بخشِ زندگیِ من تو باشی تو که تمام ِسلولهایِ تنم رو بنام خودت قباله کرده ای، دوست دارم وقتی به خانه می آیم دست هایِ مهربانِ تو به استقبالِ چشم هایِ منتظرم به  پرواز درآیند

تو زمینی نیستی، تو فرشته ای هستی که خدا بر سرِ راهِ من قرار داده است

هر شب وقتی به جستجویِ تو می نشینم آسمان را در نگاهم جا میکنم ناخودآگاه به سجده می روم و تو را می بارانم 

 تو شاه بیتِ غزل هایی هستی که جرقه اش را در ذهنم می زنی

من دیگر از آنِ خودم نیستم بلکه خودم را در تو خلاصه کرده ام. همیشه در خاطراتم دست در دست تو باغچه زندگیمان را در ذهنم به تصویر می کشم

بی تو تاریکم و با تو یلدایی ترین شبِ سال 

کنارم باش تا آجرهایِ زندگی را رج به رج در زیرِ ایوانِ نگاهت بچینم و بیتوته ای را که سالهاست در زیرِ پلکِ چشمانت بنا کرده ام و با مردمان چشمت به زندگی نشسته ام را به گریه وامدار زیرا در یک چشم بر هم زدن سقفِ آرزوها بر سرم آوار خواهد شد

                

                ای خدای من                

                 

چنتا عکس قشنگ گذاشتم رو (ادامه مطلب)کلیک کن

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 11:37  توسط *قاصدک ورپریده*  | 

   

                                                                                               

                                                          

        

 

  raha

 

I *L*O*V*E

*M*Y*M*O*M

* I* KISS** U  * MOMY

HAPPY *YOUR* DAYT *

MOMY

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 22:35  توسط *قاصدک ورپریده*  | 

 


.~~~~~~~~~~$$$$$$
~~~~~~~~~.$$$**$$
~~~~~~~~~$$$"~~'$$  
~~~~~~~~$$$"~~~~$$
~~~~~~~~$$$~~~~.$$                                                                           
~~~~~~~~$$~~~~..$$
~~~~~~~~$$~~~~.$$$
~~~~~~~~$$~~~$$$$
~~~~~~~~~$$$$$$$$
~~~~~~~~~$$$$$$$
~~~~~~~.$$$$$$*
~~~~~~$$$$$$$"                                                                        
~~~~.$$$$$$$....
~~~$$$$$$"`$
~~$$$$$*~~~$$
~$$$$$~~~~~$$.$..
$$$$$~~~~$$$$$$$$$$.
$$$~~~~$$$*~'$~~$*$$$$
$$$~~~'$$"~~~$$~~~$$$$
3$$~~~~$$~~~~$$~~~~$$$
~$$$~~~$$$~~~'$~~~~$$$
~'*$$~~~~$$$~~$$~~:$$
~~~$$$$~~~~~~~$$~$$"
~~~~~$$*$$$$$$$$$"
~~~~~~~~~~````~$$
~~~~~~~~~~~~~~~'$
~~~~~~~~..~~~~~~$$
~~~~~~$$$$$$~~~~$$
~~~~~$$$$$$$$~~~$$
~~~~~$$$$$$$$~~~$$
~~~~~~$$$$$"~~.$$
~~~~~~~"*$$$$$
         
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........
I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love

akhey

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 17:31  توسط *قاصدک ورپریده*  | 

 

                                                                            

                                                .♥.  (((((((((((((I LOVE YOU)))))))))))).♥.

 

نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم..♥.. چون دنيا يه روز تموم ميشه. .♥.. نميخوام بگم که مثل گلي. ... چون گل هم يه روز پژمرده ميشه. ♥.. نميخوام بگم که سياهي چشمات مثل شبهاي پر ستاره است. ♥.. چون شب هم بالاخره تموم ميشه.. . نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالي. ♥.نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم.... چون . چون اب که هميشه پاک نميمونه.. . نميخوام بگم که دوستت دارم. ... چون من که اصلا دوستت ندارم. ...

   . بلکه من عاشقتم تقديم به تنه.

 

akhey

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 13:7  توسط *قاصدک ورپریده*  | 

 

  یه عالمه عکس قشنگ

 

 14k gold best friend heart with stars pendants 14k gold best friend heart pendants 14k gold best friends puzzle pieces split heart pendants          

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 14:2  توسط *قاصدک ورپریده*  | 

 

                        

سلام بچه ها .سلام قاصدک چطوری ؟ چه خبر چقدر درس خوندی ؟ خبلی دیروز ۲۰ ساعت واسه این اخریه وقت گذاشتم تازه بجز سهشنبه که کلی خونده بودم پس حسابی خر خونی کردی اره یچیزی تو همین مایه ها ساعت چنده ؟ ۷:۵۵ اه اه الان زنگ می خوره زود  زود بریم سالن ٬٬٬٬٬٬٬٬٬ (زنگ خورد )هممون رفتیم تو سالن ساعت ۸ بود که برگه هارو پخش کردن امتحان که حسابی سخت بود همه تو این فکر بودیم که ای کاش مدرسه ی دولتی می رفتیم اخه این سمپاد هم چقدر بیرحمه دیگه با هر بد بختی بود دادیم رفت .از سالن اومدیم بیرون .قاصدک صبر کن .چیه بابا چی شده ؟ نتیجه ؟ چیکار کردی؟ خوب دادم بد نبود خیلی سخت بود که؟ اره ولی من بد ندادم تو چه کردی؟ من نمیدونم ... قاصدک بدو دیگه چیشده؟؟؟ سرویس منتظره توه خیلی خوب اومدم خداحافظ .خداحافظ  

سلام دوستان خوبید امتحانات من تموم شد گفتم که ناراحت نباشید زودی تابستون میشه دوباره ازاد میشیم . حالا چیکار میخواید بکونید؟ خواب؟ نه خوب نیست وقت گیره .اینترنت؟ نه خیلی خسته کننده میشه .پس اخه چی؟ نه نه نه نه نمیخوام میخوام برم مدرسه .نه خستمه خوب پس چی ؟ مسافرت ؟ اما اخه کجا ؟

 تو هر کاری خواستی بکنی به من هم بگووو میسی بابای 

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 17:13  توسط *قاصدک ورپریده*  | 

سلام چطورید چیکار میکنید با امتحانا حسابی سرتون گرمه میدونم چون خودم از گرما دارام اتیش میگیرم

اما اگه امتحانا تموم بشه واییییییییی چی میشه فکر کن تابستون اصلا فکرش هم دل ادمو اب می کنه دوباره ازادی شادی و بازم ازادی ولی چه فایده همین فرداست که یکی از این مسئولای قلم چی (پشتیبانا)زنگ بزنه بگه واستون کلاس تابستونی ریاضی فیزیک گذاشتیم باید بیاید خدااااااااا اون موقع دیگه ضد حال خیلی خیلی بدی پیش می اد اونقدر بد که باید جز ضد حال های اپ ۸۵ بزارمش  خوب دیگه مواظب باشید امتحاناتتونو بد ندین خدایا بدادمون برس از این معلمای بد اخلاق

بابای

+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 21:18  توسط *قاصدک ورپریده*  | 

 

گل 

حالیا معجزه ی باران را باورکن

وسخاوت را در چشم چمن زار ببین

ومحبت را در روح نسیم

که در این کوچه تنگ

با همین دست تهی

روز میلاد اقاقی ها را

جشن میگیرد!

خاک جان یافته است

تو چرا سنگ شدی؟

تو چرا این همه دلتنگ شدی؟

باز کن پنجره ها را

وبهاران را

باور کن

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 18:5  توسط *قاصدک ورپریده*  | 

با يک شکلات شروع شد
من يک شکلات گذاشتم تو دستش اونم يک شکلات گذاشت تو دستم
من بچه بودم اونم بچه بود
سرمو بالا کردم سرشو بالا کرد
ديد که منو ميشناسه
خنديدم                       


گفت دوستيم؟
گفتم دوست دوست
گفت تا کجا؟
گفتم دوستي که تا نداره
گفت تا مرگ
خنديدمو گفتم من که گفتم تا نداره
گفت باشه تا پس از مرگ
گفتم:نه نه نه نه تا نداره

گفت:قبول تا اونجا که همه دوباره زنده ميشن يعني زندگي پس از مرگ
باز هم با هم دوستيم؟                                                                                                          
تا بهشت تا جهنم
تا هر جا که باشه منو تو با هم دوستيم
خنديدمو گفتم تو براش تا هر جا که دلت مي خواد يک تا بزار
اصلا يک تا بکش از سر اين دنيا تا اون دنيا
اما من اصلا براش تا نميزارم
نگام کرد نگاش کردم باور نميکرد
مي دونستم اون مي خواست حتما دوستيمون يک تا داشته باشه
دوستي بدون تا رو نميفهميد !!

گفت بيا برا دوستيمون يک نشونه بزاريم
گفتم باشه تو بزار
گفت شکلات باشه؟
گفتم باشه
هر بار يک شکلات ميزاشت تو دستم منم يک شکلات ميزاشتم تو دستش
باز همديگرو نگاه ميکرديم يعني که دوستيم دوست دوست
من تندي شکلاتامو باز ميکردم ميزاشتم تو دهنم تندو تند مي مکيدم
ميگفت شکمو
تو دوست شکموي مني وشکلاتشو ميزاشت توي يک صندوقچه کوچولوي قشنگ
ميگفتم بخورش
ميگفت تموم ميشه مي خوام تموم نشه برا هميشه بمونه
صندوقچش پر از شکلات شده بود
هيچکدومشو نمي خورد
من همشو خورده بودم
گفتم اگه يک روز شکلاتاتو مورچه ها بوخورن يا کرمها اون وقت چي کار ميکني؟
ميگفت مواظبشون هستم
ميگفت مي خوام نگهشون دارم تا موقعي که دوستيم و من شکلاتمو ميزاشتم تو دهنمو مي گفتم نه نه نه نه تا نه دوستي که تا نداره !!

يک سال دو سال چهارسال هفت سال ده سال
بيست سالش شده
اون بزرگ شده من هم بزرگ شدم
من همه شکلاتامو خوردم
اون همه رو نگه داشته
اون اومده امشب تا خداهافظي کنه
مي خواد بره اون دور دورا
ميگه ميرم اما زود برميگردم
من که ميدونم اون بر نميگرده
يادش رفت به من شکلات بده
من که يادم نرفته شکلاتشو دادم
تندي بازش کرد گذاشت تو دهنش
يکي ديگه گذاشتم تو اون دستش گفتم بيا اين هم اخرين شکلات براي صندوقچه کوچولوت
يادش رفته بود يک صندوقچه داره برا شکلاتاش
هر دوتا رو خورد
خنديدم
ميدونستم دوستي اون تا داره اما دوستي من تا نداره
مثل هميشه
خوب شد همه رو خوردم
اما اون هيچ کدوم رو نخورده
حالا با يک صندوقچه پر از شکلاتهاي نخورده چي کار ميکنه؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 19:52  توسط *قاصدک ورپریده*  | 

 

 

همه میپرسند چیست در زمزمه ی مبهم اب ؟

چیست در همهمه ی دلکش برگ؟

چیست در بازی ان ابر سپید ؟

روی این ابی ارام بلند

که تورا می برد این گونه به ژرفای خیال ؟

چیست در خلوت خاموش کبوترها؟

چیست در کوشش بی حاصل موج؟

چیست در خنده ی جام؟

که تو چندین ساعت

مات و مبهوت به ان مینگری

نه به ابر

نه به اب

نه به برگ

نه به این ابی ارام بلند

نه به این اتش سوزنده که اغزیده به جام

من به این جمله نمی اندیشم

من مناجات درختان را هنگام سحر

رقص عطر گل یخ را با باد

نفس پاک شقایق را درسینه ی کوه

صحبت چلچله ها را با صبح

نبض پاینده ی هستی را در گندم زار

گردش رنگ طراوت را در گونه ی گل

همه را میشنوم

میبینم

من به این جمله نمی اندیشم

به تو می اندیشم

ای سرا پا همه خوبی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 20:13  توسط *قاصدک ورپریده*  | 

 

     

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 1:14  توسط *قاصدک ورپریده*  | 



      

       www.Bigoo.wswww.Bigoo.wswww.Bigoo.wswww.Bigoo.ws 


              www.Bigoo.wswww.Bigoo.ws  


www.Bigoo.wswww.Bigoo.wswww.Bigoo.wswww.Bigoo.wswww.Bigoo.wswww.Bigoo.wswww.Bigoo.ws


 


  

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 23:55  توسط *قاصدک ورپریده*  | 

تعطیلات نوروز هم تموم شد همون نوروزی که اولش کلی کارا کردیم تا مدسه ها رو از ۲۴ رم تعطیل کنیم بعدشم با مسافرت شروع شدو کلی تفریح و خوش گذرونی بعدشم اومدن مهمونا و بازی وبازی البته در کنارش تکالیف نوروز که باید در کنار اون ۱۵ روز ۲۰ روز از مدرسه مرخسی میگرفتیم تا تمومشون کنیم به هر حال تموم شدن تعطیلات نوروز و فرارسیدن امتحانات و به همه شما دانش اموزان تسلیت عرض می کنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 23:23  توسط *قاصدک ورپریده*  | 

هرگز نمی شه بین طلوع و غروب فرقی گذاشت نمی تونی از بین اونا فقط یکیشونو انتخاب کنی

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 23:17  توسط *قاصدک ورپریده*  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 22:58  توسط *قاصدک ورپریده*  | 

رهایم کن از این حس تنهایی نه تو نرفتی تو هنوز اینجایی

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 22:54  توسط *قاصدک ورپریده*  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 23:50  توسط *قاصدک ورپریده*  | 

ValentinesDay 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 23:2  توسط *قاصدک ورپریده*  | 

سلام دوستان گلم حدود یک هفته بود که کلیک راست وبلاگم و باز کرده بودم اونم به خواهش یکی از دوستان خوبم که به چنتا از عکس و مطالب وبلاگ احتیاج داشت خوب حالا مهم نیست  اما دیدم که خیلی جاها خیلی از مطالب وعکس های وبلاگ خود نمایی میکنن اونم چه جورم حالا عکسا هیچ اما نوشته هایی که خودم نوشته بودم ......تحملش سخت بود مثل (درد دل) بیخیال بگذریم اما دوستای نازنینم اگر هر کدوم از مطالب و پارت های وب رو واسه هدیه دادن و.. نیاز داشتین حتما بگیدواستون لینک می کنم

قربان شما قاصدک

+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 22:51  توسط *قاصدک ورپریده*  | 

BLUE SKY SKY SKY SKY

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 18:55  توسط *قاصدک ورپریده*  | 

یعنی بری عروسی زنونه مردونه باشه.....یعنی روز کنکور خواب بمونی....سر بازی بیفتی لبه مرز....وقتی داری با یکی اشنا میشه و کار به دوستی بکشه کارتت تموم بشه....(چت)...ضد حال یعنی با نمره ی ۷۵/۹ افتادن....وقتی با ماشین داری افه میای خاموش کنی ....ضد حال یعنی وقتی با دوست دختر دومت می ری بیرون دوست دختر اول و ببینی با دوست پسر دومش....ضد حال یعنی بعد از استاد وارد کلاس شدن.....ضد حال یعنی مودم و اشتباهی بزنی تو برق بسوزه .... ضد حال یعنی تو خیابون با تیپ خفن ناظمت و ببینی.....ضد حال یعنی بیگواهی نامه رانندگی کنی اونوقت یکی از پشت بزنه بهت.....ضد حال یعنی اونقدر تو صف بیلیت استادیوم وایسی بهت که میرسه تموم بشه ....ضد حال یعنی جلوی یه دسته پسر بخوری زمین... ضد حال یعنی پشت چراغ قرمز خاموش کنی .... ضد حال یعنی یه پسر زشت بهت شماره بده ... ضد حال یعنی ۱ سال با یکی چت کنی بعد بهت وب بده زشت باشه....ضد حال یعنی تو کلاس ضایع بشی ....خلاصه ضد حال یعنی همه ی این متن و بخونی و نظر ندی

(اگر ضد حال های باحالی به ذهنت رسید حتما بگوو اضافش کنم )

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 16:18  توسط *قاصدک ورپریده*  | 

با عرض سلام

دوستان عزیز امتحانات من که تموم شد گفته بودم همین روزا دوباره ازادیه امیدوارم شما هم امتحاناتتون و خوب بدین  و دوباره اینترنت و تفریح و عشق و صفا ....

شاد باشید

بابای

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 15:36  توسط *قاصدک ورپریده*  | 

 
I wish for you the best
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 15:18  توسط *قاصدک ورپریده*  | 

آرزو یعنی ....
 
 
هر کسی تو زندگیش یک عالمه ارزو های کوچیک و بزرگ داره و همیشه تلاش میکنه که بهشون برسه البته هم که وقتی بهشون میرسه انگار دیگه هیچی نمیخواد و موفق شده اما یه چیزی هست که وقتی ما ارزو میکنیم و تو دلمون یه چیزی رو از کسی میخواییم ازش میترسیم اونم اونه که شاید هیچ کس مارو دوست نداشته باشهو هرگز کسی کمکمون نکنه ولی باید بدونیم که همه ی ما یه فرشته داریم که حد اقل اون مارو خیلی دوست داره همیشه هم میخواد که ما به ارزوهامون برسیم
امیدوارم که فرشته های زندگی شما همیشه بیدار باشن و توی قلبای کوچولوی شما خونه کرده باشن درست مثل فرشته ی روشنایی
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 15:7  توسط *قاصدک ورپریده*  | 

 

                            

                            * I*LIKE *BABY

 

                               hehe               

                                                      

D:

                                                    

                                                         kiss

  

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 22:6  توسط *قاصدک ورپریده*  |